اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

باران

باران که می بارد دلم نرم میشود...
یاد تو و آشناییمان می‌افتم.
نم نم آمدنش را دوست دارم... نه رگبارش.
یاد تو می افتم...
زیر باران چتر نداری.
نم که بزند آرامم...اما رگبارش دلم را می لرزاند.
مدام پشت پنجره ام تا تو بیایی.
سودابه شهبازوند


زندگی غوغا می کند

زندگی غوغا می کند.
 راه عجیبیست این زندگی!
گاهی چنان غوغا می کند که دیوانه اش میشوی.
گاهی بی پروا به افکار پریشانت می خندد که تو هم خنده ات بگیرد.
امان از روز هایی که مثل کودکی گیر بدهد به یک چیز و ول نکند.
مدام نق می زند.
تخس می شود و حرف گوش نمی دهد.
یه وقتهایی یخ میشود؛ نگاهش که میکنی از سرمای بی روحش می لرزی.نمی دانی چرا اما دلت را برفکی میکند.
البته... یه روزهایی هم شگفت انگیز گرما دارد؛به تو لذت می دهد.دوست داری تا ابد هوای زندگیت آفتابی و گرم بماند.
و وای به اون روزها و لحظه‌هایی که شیرینی هایش دلت را می لرزاند...واای که چه حس عجیبی  است مستت میکند بدون می و میخانه.
سودابه شهبازوند


اخرین روزهای پاییز

 

آخرین روزهای پاییز 93 هم می گذرد.

مدتهاس به اینجا سر نزدم.

دیگه شبکه های اجتماعی جدید به کسی امون نمی ده که بیاد وبلاگ به روز کنه . البته من فقط یکیشو دارم.

خدا رو شکر...

 

حالا دیگر عاشقانه هایم را زیر گوش کسی نجوا می کنم که هر شب برایم لالایی می خواند .

کسی که از صمیم قلب حرفهایم را می شنود و نگاهم می کند.

 

امروز اومدم اینجا که فقط چند تا جمله کوچیک بنویسم.

اینکه اجازه ندید

هیچ کس 

هیچ چیز

هیچ کار 

جلوی لذت بردن شما از زندگی رو بگیر.

زندگی همونه که تو این لحظه اراده می کنی و می خوای.

قشنگ بخواه

عاشقانه بخواه 

با وفا بخواه 

رنگی بخواه

 


پراکنده های عاشقانه ام

زبان عاشقیت دیوانه ام می کند .آنقدر که دست و پایم بلرزد  به خاطر عاشقانه هایت

 چه خوب است که تو حتا وقتی التماست می کنم که رهایم کنی  بیشتر مرا می چسبی.

 

خنده ام می گیره وقتی با همین سنم  کودکی میکنم برایت و تو محکم نگهم می داری و می گویی بازم بگو ....آخر یک کلمه را چند بار بگویم و تو عاشقانه به چشمهایم زل بزنی.

 

چه خوب است همین که حتا توی خواب هم  وقتی غلت میزنم تو باز محکم منو به طرف خودت میکشی و دست و پایم را قفل میکنی.

 

دلم میخواهد همیشه همین طور نگاهم کنی مات و گیج انگار که اولین بار است مرا می بینی

 

نمی دونی چه حس آرامشی داره وقتی صبح کنارم می آیی و قبل از اینکه با محبت فشارم بدی و عاشقانه لبهایم راببوسی و گاز بگیری می پرسی شب خوب خوابیدی عشق من...

 

لذت دارد وقتی برای بار دوم از محل کارت زنگ میزنی و میگویی فقط دلم برات تنگ شده بود همین.

 

کیف می کنم وقتی تو آخرین لحظات بیداری دستهایت را باز می کنی و میگویی بیا جای همیشگیت وگرنه خوابم نمی بره.

 

حس عجیبیست وقتهایی که می گویی خدایا شکرت که ما مال هم هستیم.

 

پی نوشت:

اگه دوست داری عاشقانه های عشقت...

یا عاشقانه های خودت..

یا آرزوهای عاشقانت رو بنویسی بنویس..

همین جا همین حالا

آه ه ه ه ه...عاشقی چقدر خوب است.


زیر گذر یشم سیاه

1-دیروز 
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز ،او
ما را ...
فردا؟ قیصر امین پور

راست می گوید ابوعلی سینا که برای زندگی دو پر پرواز لازم است.یکی پر عاطفه و دیگری پر خرد.

2-از این همه شلوغی و حرص مردم ،خنده ام میگرد.

گویی قرار است قحطی بیاید..

شاید هم تفریحی شده برای وقت گذشتن...

توی شهر نمی شود نفس کشید ...دم دارد این شهر شلوغ و دود گرفته.

 

راست می گوید ابوعلی سینا که برای زندگی دو پر پرواز لازم است.یکی پر عاطفه و دیگری پر خرد.

3-این روزها هوس نوشتن دیوانه ام کرده...بی مهابا و با ولع می نویسم.هر چند که جور دیگری به نوشتن فکر میکنم..با این حال دست نوشته هایم را به ناشر جدیدی سپردم .همین روزها جواب می دهد

دلم می خواهد حسی را که چند سال پیش تجربه کردم باز تجربه کنم...

هنوز وقتی کتابم را نگاه میکنم توی دلم قند آب می شود.

 

راست می گوید ابوعلی سینا که برای زندگی دو پر پرواز لازم است.یکی پر عاطفه و دیگری پر خرد.

 

4-شوخی کردم مهران مدیری را میدیدم و فکر میکردم...تا کی باید سریالهای کمی خوب را برای اینک فقط کمی...کمی بخندیم از سوپر مارکتها بخریم.پس تلوزیون چه نقشی داره

 


خدایا

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم

 


همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت

 

 

 


من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند


و چشم هایش را می بندد و می گوید


من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی


همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند


همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد


گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه


حالا یادت آمد من کی هستم

می خواهم فقط یک جمله دیگر بگویم....

خدایا من همانی هستم که دوستت دارم


گاهی تمام شهر گدای تو می شود

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود ،

گاهی نمی شود که نمی شود!

گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست!

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود!

گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست!

گاهی تمام شهر گدای تو می شود

 

دکتر شریعتی


همه چیز خوب است

 

 

1- من دیوانه آن لحظه ای هستم

که تو دلتنگ شوی

ومحکم در آغوشم بگیری

و شیطنت بار ببوسیم

ومن نگذارم!

وتو اصرار کنی

عشق من بوسه با لجبازی بیشتر می چسبد.

 

چقدر همه چیز خوب است اگر که بگذارند.

 

2-پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید:

-قلبتان را از نفرت پاک کنید.

-ذهنتان را از نگرانی هادور کنید.

-ساده زندگی کنید.

-بیشتر کمک کنید.

-کمتر توقع داشته باشید.

 

چقدر همه چیز خوب است اگر که بگذارند.


 

بازم شب و بارون …
حیرون و سرگردون …

میترسم تنهاشم بدون نگات دوباره
کاش بگی تا ابد عشقمون ادامه داره

هیجان تو داره منو از پا درمیآره
شوق تو قلبم رو داره از جا درمیآره

(بازم شب و بارون میزنم بیرون تو خیابون
حیرون و سرگردون عاشق و ویرون زیر بارون)

میترسم خوشبختی واسه ما دووم نیاره
دل من به جز تو با همه نا سازگاره

طولانی میخوامت اگه روزگار بذاره
داشتنت بهترین اتفاق روزگاره

تا دلت بخواد من تو رو میخوام
بگو تا کجا دنبالت بیام
درگیر چشمای توئه تموم دنیام

نگاتو نگیری از نگام
بیا تا برن تنهاییام
بمون منم که بی تو دنیا رو نمیخوام

بازم شب و بارون …
حیرون و سرگردون …

(بازم شب و بارون میزنم بیرون تو خیابون
حیرون و سرگردون عاشق و ویرون زیر بارون)


سلامتی

سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن ،


اما معلوم نیست خودشون کجا درد دل میکنن.



سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ،


ولی هنوز هم شکستن بلد نیست



سلامتی اونایی که تو اوج سختی و مشکلات


بجای اینکه ترکمون کنن،درکمون میکنن



سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت


ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره.


به یاد بهترینها