اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

روز عشق

نمی دونم چرا ما ایرانیا روز مهر ورزی خودمونو یادمون رفته و در عوض روز عشق دیگرانو یادمون مونده و تو اون روز می خواهیم از عشق بگیم29بهمن روز عشق ما ایرانیاس روز(( اسپندار مذ))روز عشق ما ایرانیا حتی قدمتش از روز ولنتاین هم بیشتره (نمی دونم شاید به خاطر همینه که یادمون رفته) اسپندارمذگان یکی از جشن های دوازده گانه ایران باستانه.این روز در اصل روز اسفند از ماه اسفند می باشد (5اسفند)ولی طبق تقویم امروزی به 29 بهمن انتقال پیدا کرده. این روز به ایزد بانوی نگهبان زمین ،یعنی اسپندار مذ تعلق دارد.وی در عالم معنوی ،مظهر عشق،تواضع وفروتنی  و در عالم مادی ،نگهبان زمین وزنهای درستکار وعفیف و شوهر دوست است و تمام خوشی های دنیا در دست اوست  پس روز عشقتون مبارک دوستون دارم به اندازه دنیا  نه نه دنیا به توان دنیا عاشق و پایدار باشید آن که می گوید دوستت می دارم
خنیاگر غمگینی ست

که آوازش را از دست داده است.

ای کاش عشق را

زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد

در چشمان توست

هزار قناری خاموش

در گلوی من.

عشق را

ای کاش زبان سخن بود

آن که می گوید دوستت می دارم

دل اندوهگین شبی ست

که مهتابش را می جوید.

ای کاش عشق را

زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست

هزار ستاره گریان

در تمنّای من.

عشق را

ای کاش زبان سخن بود
احمد شاملو


۱-۲-۳

1-دوباره نمي خوام  چشاي خيسمو كسي ببينه

يه عمر حالو روز من همينه

كسي به پاى گريه هام نمي شينه

 

بازم دلم گرفتو گريه كردم

بازم به گر يه هام مي خندم

بازم صداي گر يمو شنيدم

همه به گريه هام مي خندن

 

دوباره يه گوشه مي شينمو واسه دلم مي خونم

هنوز تو حسرت يه هم زبونم

ولي نمي شه گفت اينو مي دونم

 

دوباره نمي خوام  چشاي خيسمو كسي ببينه

يه عمر حالو روز من همينه

كسي به پاى گريه هام نمي شينه

 

بازم دوبار دلم گرفته

دوباره شعرام بوي غم گرفته

كسي نفهميد   غمم چي بوده

دليل يك عمر ماتمم چي بوده

 

 

ديشب داشتم فكر ميكردم كه

اولين بار كي به روم خنديد .كي وقتي زل زدبه چشمام وخنديد از روي عشق و محبت خنديد

كي بود كه اولين بار برام اشك ريخت نه  براي خودش، كه براي من ........كي براي ناراحتيم غصه خوردو ناراحت شد از ناراحتيم

كي اولين بار برام دعا كرد  تا شاد باشم بخندمو خوشبخت باشم برام آرزوي سلامتي كرد........ از ته دلش خالصه خالص نه الكلي براي رفع حاجت خودش

نمي دونم اولين بار كي دلش برام لرزيد واز دوريم دلتنگ شد وآرزو كرد كنارش باشم تا آرامش داشته باشه حرفاي قشنگه كي بخاطر بودنم ..... واقعيه و صادقه

 نمي دونم شايد كسي براي بودنم ازته دل آْرزويي نكرد

 

***

 

 

 

2-گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ

مي فروشم به شما

تا به آواز شقايق كه در آن زندانيست

دل تنهائي تان تازه شود

چه خيالي  چه خيالي ...........

مي دانم

پرده ام بي جان است

خوب مي دانم حوض نقاشي من بي ماهيست

                                       

 

خيلي وقته نقاشي نكردم از اون نقاشي هايي كه با هر رنگش احساس آرامش مي كردم

حالا وقتي بچه ها نقاشي مي كنن حس كشيدن تو درونم زنده ميشه

دلم مي خواد بوم نقاشيمو بيارم

رنگامو رو پالت بريزم

رنگامو بازكنم و شروع كنم به ساختن يه رنگ آرام بخش واسه كشيدن

سفيد

 راستي كه ارومم مي كنه نرمم مي كنه ..............................

 

***

 

3-با من بگو تا كيستي ؟

مهري بگو ؟ماهي بگو ؟

خوابي خيالي چيستي ؟

اشكي بگو ؟آهي بگو ؟

راندم چو از مهرت سخن گفتي بسوزو دم مزن.....