اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

ديوان شرقي وغربي گوته

گوش كن تا از من پندی نكو بشنوی:پنج چيز است كه پنچ چيز از آن نزايد:دلی كه خانه غرور است كانون محبت نشود.ياران دوران سفلگی(فرومايگی)نكوخويی ندانند و تنگ نظران ره به بزرگی نبرند.حسودان بر جمال و كمال جز به چشم كين ننگرند و دروغگويان از كسی وفا و اعتماد نبينند.
اين سخنان را به دل بسپار تا در زندگانيت به كار آيند
.


به نام الله

اِقْرَاْبِسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقْ

 

بخوان به نام پروردگارت آنكه روزي تو را از گل سرشت ،اشرف مخلوقاتش كرد و به تمام مخلوقات ديگرش حكم كرد كه به تو كه بهترين خلقش هستي سجده كنند .بخوان به نام پروردگاري كه از روح خود در تو دميد ودر قلب مهربانت جايگاهي را گذاشت كه به سبب آن عاشق شوي احساس كني و دوست بداري بخوان به نام پروردگاري كه تورا زيباتر از گل سرخ آفريد  بخوان به نام همان كه به تو قدرت تكلم داد تا با تمام نفسهاي عاشقانه ات عشق را فرياد بزني ...

بخوان به نام تنها آفريدگار هستي  بخوان به نام الله كه نيست كسي جز او بخوان به نام پروردگارت

 

 

 

**مبعث پيامبراكرم(ص) را به تمام مسلمانان تبريك ميگويم**

 

سلام به تمام دوستاي نازنينم

ميدونم كه اين شب قشنگ همه احساس زيبايي دارن يه حس خوب كه خودم هرسال تجربش مي كنم

راستي تو يه سري دستنوشته هام مطالب جالبي دارم كه دوست دارم شما هم بدونيد وفكر كردم امروزبهترين روزاِ

يهوديان پيامبر اسلام رو قبول ندارن در صورتي كه توي كتاب مقدسشون(همون الواح تورات )ازاين پيامبر سخن گفته براي مثال:درسِفرتثنيه باب33 آمده كه حضرت موسي كليم اللهقبل از وفات خود به بني اسراءيل گفت يهوه از سينا آمد و از سعير برايشان طلوع كردو از جبل فاران درخشان شد.(سينا محل بعثت موسي (ع) وسعير جايگاه بعثت عيسي (ع)وفاران محل بعثت محمد(ص) است فاران همان مكه معظمه است.

ودر سفر تثنيه باب18 آمده نبيي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خودرا به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت و هر كس سخنان مرا كه به اسم من گويد نشنود من از او مطالبه خواهم كرد (بدون شك همه داستان نازل شدن قرآن به حضرت محمد(ص) را مي دانند .

(مي دونيد كه كه مسلمانان حنيفي هستند ازقبيله ابراهيم (ع))

**

حالا اينجا رو هم داشته باشيد در انجيل مسيحيان

در آيه 16 باب14 از انجيل يوحنا آمده :اگر مرا دوست داريداحكام مرا نگاه داريد وخداتسلي دهنده ديگري به شما عطا خواهد كرد كه هميشه با شما ميماند

اين يعني پيامبر ديگري از سوي خدا مي آيد

در آيه 6 از باب16 آمده :ومن به شما راست مي گويم كه رفتن من براي شما مفيد است زيرا اگر نروم فارقليط نزد شما نيايد.

فارقليط همان احمد از نامهاي محمد(ص)است

**

پيش از اين هم كه گفتم حتي زرتشتيان هم منتظر اين پيامبر بودند ..

اما راستي تمام اينان را چه شده كه محمد(ص)را قبول ندارند يعني كتاب خود را نيز انكار مي كنند من يكي كه در عجبم

**

خب اميدوارم كه براتون جالب بوده باشه

به اميد سلامتي ،پيروزي، موفقيت و سر بلندي تمام مسلمانان.

همه اتان را به همان پروردگاري مي سپارم كه با نامش آغاز كرديم

خدا  حافظ  همه اتان       

 

 

 


مثل نامه- گوته

مثل نامه


از آسمان قطره بارانی در دریای پرموج فروافتاد.امواج دریا به گوشش سیلی زدند و آزارش دادند.ولی خدا صبر و امید قطره خرد را با لطف بی پایان خویش پاداش داد و او را در میان صدف نهاد.از آن پس، مروارید غلتان بر تاج امپراتور ما جای دارد و درخشندگی و جلوه گری می کند.

در خاموشی شب،بلبل بانگ برداشت و آواز شبانه اش به عرش خداوند رسید.خدا نغمه بلبل را شنید و به پاداش آن،در قفسی زرینش کرد و به او روح نام داد.از آن پس،مرغ روح در قفس تن زندانی است،ولی همچنان گاه و بیگاه نوای دلپذیرش را سر می دهد.

مرواریدی که از دیگر مرواریدها زیباتر و اصل تر بود، به گوهری(جواهرساز)چنین گفت:اکنون که مرا از صدف درآورده ای،سینه درخشانم را سوراخ مکن و کنار دیگر خواهران ناچیزم جای مده.
گوهری به او گفت:مرا ببخش،زیرا من اکنون جز به فکر سود خویش نمی توانم بود.اگر با تو ستم نکنم و سینه سیمینت را نشکافم،چگونه گردنبندی لایق سینه های سیم تنان توانم ساخت!

قران پر طاووسی دیدم.به شادی به او گفتم:ای بدیع ترین شاهکار آفرینش،به این جای مقدس خوش آمدی.در جمال تو چون رخساره اختران سپهر،آیت قدرت ازلی هویداست."او" که کائنات را با همه عظمتش چون ذره ای در زیرپای خویش دارد.تو،پر سبک را،چنان با جمال خویش آراسته که حتی پادشاهان جرات تقلید از این صفحه پر نقش و نگار را در خود نیافته اند.ای آیت جمال ازلی،در این معبد مقدس که پناهگاه توست،شاد و آرام زی!

مردمان جهان از خرد تا بزرگ،تارهای سست از آرزوهای گران بر گرد خویش می تنند،و خود،عنکبوت وار میان آنها جای می گیرند.ناگهان ضربت جادویی این تارهای سست را از هم می گسلد،آنگاه همه فغان بر می آورند که کاخی آراسته به دست ستم ویران شده است.

آدم را در خوابی سنگین یافت و آهسته
حوایی کوچک در کنارش نهاد.وقتی که اندکی دور شد و آن دو را در قالب زمینی خویش در کنار هم خفته دید،از این دو نمونه بدیع آفرینش خویش به خود بالید و زیر لب گفت:این است اشرف مخلوقات!
پس عجب مدار اگر دیدار زیبارخان ما را اسیر اشتیاق کند و روحمان را به آستان جمال خداوندی بالا برد، زیرا در آن دم که ما به چشم ستایش در آنان می نگریم،در حقیقت،در دل شاهکار آفرینش خدا را می تاییم.