اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

 

لحظه هاي کاغذي
خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري

لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري

آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري

با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري

صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري

عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري

رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري

روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري


يا علی

السلام عليك يا علي ابن ابي طالب

 

امشب چه شبي دلم بد جوري مي لرزه چشمام گريه مي خواد

نگاه كن مي بيني آدمها رو،  مي بيني چطوري با چشماي خيسشون به آسمون خيره شدن گاهي مثل يه اقيانوس پر مي شن و با يه موج ساحل چشماشونو خيس مي كنه گاهي هم بسته مي شه و مي زاره گوشا به صداي گريه يتيما گوش بدن

آخه امشب كسي نيست كه دلداريشون بده آخه كسي نيست تا دست نوازش رو سر شون بكشه و مثل پدر به روشون لبخند بزنه و بخواد شكمهاي گرسنه اشان را پر كنه ودلاي منتظر شونو مملو از عشق

اي وا خدا امشب علي (ع) تو بستره اما هنوزم فكر يتيماي شبه  مي بيني چه دلي داره از دنيا هم بزر گتره

 

خدايا علي رو بردي پس تكليف يتيم هاي كوچه پس كوچه هاي شهر چي ميشه

تكليف كسايي كه اميد به قضاوتهاي علي داشتن

تكليف يتيم هاي خودش با اين همه ظالم چي ميشه

تكليف مردمي كه حقشان را علي برايشان مي گرفت چي مي شه

خدايا بگو حكمتت چيه كه يتيم ها رو دوباره يتيم كردي

حكمتت چيه كه خوبهارو مي بري و مي زاري  ظالم ها جلون بدن

حكمتت چيه كه هر چي خوبه زودي پر ميكشه به سوي تو

خدا يا تو بگو چرا گذاشتي امشب يكي بي خبر ازهمه جا عالم و آدم رو ماتم زده كنه ؟؟

چرا گذاشتي امشب يه از تو بي خبري اشك رو  روونه چشم ما كنه ؟؟

 

 

                                      ***        

 

امشب مي خوام گريه كنم  بگم علي يا علي جون

نگام بكن منم دختر آسمون با دو تا چشم منتظر يه فريادو يه حنجره

يه دلم دارم تنها شده بي يارو بي ياور شده 

 

امشب دلم تنها تره مي خواد بهت بگه  كمك كني نگاه كني به تنهائيش 

تو رو خدا نگام بكن

منم سودي دختر هفت تا آسمون

 ببين چقدر خون دلم  ببين اشكاي چشمامو

مثل همه تنهام نزار دستامو تو دستات بگير ببر منو پيش خدا

پيش همون خدايي كه هم مال من هم مال توس

امشب مي خوام كنار تو حس بكنم كه عاشقم

 عاشق مالك زمين مالك  آسمون و ابر

عاشق اون خدايي كه

خورشيدو با سايش آفريد

ابرو با گريش آفريد

ماهو با نازش افريد

همون خدايي كه نگاش دنيا رو آخر مي كنه  

اگه بخواد مي بره خاكو آسمون

ستار ها ي روشنو ميريزه رو سر ماها

همون خدايي كه خودش تنهاي تنهاس

همون خدايي كه شنيد آدم تنها نمي مونه مگر حوا باشه با هاش

 همون خدايي كه ميره توي دل تموم اونچه افريد  

همون خدايي كه همه مي دونن عاشق هَمَس

براي هر معشوقي هم تا دنيا دنياس وقت داره

همون خدايي كه هيچوقت   تنهات نمي زاره باشي

مي دونه تنهايي فقط واسه خودش هستشو و بس

يا علي جون امشب دلم مي خواد با تو

 برم پيش خداي خوب

علي علي يا علي جون قرارمون يا دت نره

نياي تا صب دق مي كنم

دلت مي آد يه عاشقو چشم انتظارش بزاري!!؟

قرارمون يادت نره ...

منتظرم تا كه بيايي بريم با هم پيش خدا

تو رو خدا دير نكني

سودي چشماش خيره ميشه به  سقف آسمون  تا تو بياي  

دلش هزار هزار دعا ميگه برات   تا تو بياي

يادت نره منتظرم تا تو بياي