اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

زندگی غوغا می کند

زندگی غوغا می کند.
 راه عجیبیست این زندگی!
گاهی چنان غوغا می کند که دیوانه اش میشوی.
گاهی بی پروا به افکار پریشانت می خندد که تو هم خنده ات بگیرد.
امان از روز هایی که مثل کودکی گیر بدهد به یک چیز و ول نکند.
مدام نق می زند.
تخس می شود و حرف گوش نمی دهد.
یه وقتهایی یخ میشود؛ نگاهش که میکنی از سرمای بی روحش می لرزی.نمی دانی چرا اما دلت را برفکی میکند.
البته... یه روزهایی هم شگفت انگیز گرما دارد؛به تو لذت می دهد.دوست داری تا ابد هوای زندگیت آفتابی و گرم بماند.
و وای به اون روزها و لحظه‌هایی که شیرینی هایش دلت را می لرزاند...واای که چه حس عجیبی  است مستت میکند بدون می و میخانه.
سودابه شهبازوند