اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

از شبنم عشق خاك آدم گل شد

 

منصور حلاج را بردند تا بر دار كشند .يكي از ياران گريان و نالان پرسيد عشق چيست؟

منصور لبخندي زد و گفت:((امروز بين وفردابين وباز پسين فردابين.))پس در آن روز منصور را بكشتند وديگر روزش بسوختند وروز سوم خاكسترش رابر باد دادند!

راستي دنياي عشقي كه به خدا داريم بايد اونقدر بزرگ باشه كه از شوق ديدار او به سويش همچون خاكستري از جسم و جان همراه باد بشتابيم

مولانا مي گه عشق نوعي ديگر از خنده را به ما مي دهد همان خنده ايي كه سر تا پا شور و مستي است

گر چه من خود زعدم دلخوش وخندان زادم

عشق آموخت  مرا شكل  دگر خنديدن

رابرت برانينگ ميگه :

عشق را از زمين بگيريد!

چه مي ماند ؟             

به جز يك گور بزرگ براي دفن كردن همه ما!!

راستي كه دنياي بدون دوست داشتن يه گور تنگو تاريكه كه هستي مارو حريصانه

مي بلعه

به نظر تو گوته قشنگ نمي گه كه:ما،با آنچه كه عاشق هستيم شكل مي گيريم

وچه زيبا تر ميگه شاعر فرزانه سرزمين پر از مهر خودمون فريدون مشيري

دوستت مي دارم را من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام

دامني پر كن از اين گل

كه دهي هديه به خلق

كه بري خانه دشمن

كه نشاني بَرِدوست

راز خوشبختي هر كس

به پراكندن اوست .

پس بيا براي خوشبختي خودت عشق را سر مايه زندگيت كن

ودكتر علي شريعتي مثل هميشه عارفانه و عاشقانه از عشق مي گويد

اگر تنها ترين تنها شوم

باز تو هستي

آري تو كه از پدر ومادر بر من مهربانتري!

اي عزيز ماندني !

اي ناب سخت ياب!

تو يگانه شاهد شريفي بر لحظه لحظه هاي رنج من

اي خوب خواستني!

اكنون دستان دردمند و نيازمند خويشرا بر آستان نيلوفرينت مي گشاييم

واز تو

براي همسايه مان كه نان ما را ربود

نان!

براي ياراني كه دل ما را شكستند

مهرباني!

براي عزيزاني كه روح ما را آزردند

بخشش!

وبراي خويشتن خويش

آگاهي

عشق و عشق وعشق

مي طلبيم

آمين!

حالا شما بگيد عشق چيه ؟

واقعا عشق تو دنياي ما مرده ؟

يعني تو قرن ما آدمي پيدا نمي شه كه صادقانه عاشق بشه ؟

يعني ما ادما نمي تونيم يه نفرو بيشتراز خودمون يا حداقل به اندازه خودمون دوست داشته باشيم؟

شما چي تا حالا عاشق شدي؟

چطوري ؟كجا ؟چرا؟

حالا كه ادعاي عاشقي مي كني به من بگو عشق چيه ؟

چطور ميشه عاشق شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

دوستتون دارم