اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

از آسمون ستاره مي آد

واي كه چه برفه نازي از صبح داره مي باره

زمين انگار لباس سفيد عروسشو تن كرده انگار امشب سالگرد تولدشه

شبي كه خدا زمينو با تموم بزرگيش آفريد

واي كه اين سكوته روز برفي چقدر قشنگه

 

اينم يه شعر از خودمه  اميدوارم بخونيد         ونظر يادتون نره ...

امروز تازه بهار را ديدم

ميون پلكهاي يخ زده اش شكوفه به بار نشسته بود

مي گريست يا مي خنديد اين را نفهميدم

فقط محو زيبائيش شدم

امروز بهار را ديدم

صورتي و سفيد به لطات يك عشق آرام

مي دويد روي سنگفرش خيابان

مي چرخيد توي هوا

پرسه مي زد روي دل زمين  

امروز بهار را در دل زمستان ديدم