اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

تولدت مبارک یشم سیاه

  امروز تولد یکسالگی یشم سیاهه       باورم نمی شه که یکسال پیش این وب کوچولو رو افتتاح کردم و با اشتیاق تموم نوشتم   گاهی از دلم گاهی از دست نوشته هام  وشعرام  تو این مدت پرشین بلاگ کلی بازی در آورده  این روزها هم که هیچیش به دل نمی شینه  مثل قدیما نیست  گاهی هم که درست کار نمی کنه  بااین حال ما با ز می نویسیم    اینا بعضی از پستای ما ه اردیبهشت پارساله که من دوسشون دارم و دلم خواست یه بار دیگه  ثبتشون کنم 1386

2اردیبهشت

درود بر تو ای خداوند جهان هستی 

 با ما بخشنده باش وجز نیکی نصیب مامکن واگر شب تیره  زاده ایی از زادگان اهریمن رادر خود پنهان کرده یا آن را پرورش داده است آن مظهر بدی را از مادور کن وبران همچنان که نور ظلمت را از خود می راند  

 15اردیبهشت  

       من از شبها میام از شهر ظلمت

نشسته رو تنم آوار غربت

هنوز اما به شب عادت نکردم دارم دنبال روشنی میگردم منم من قاصد دستای بسته

منم یاد آور پاهای خسته مصیبت نامه قلبای زخمی

صدای گریه ی تو دل شکسته

ببین اینجا ببین اینجا اسیرم بمون پیشم نزار تنها بمیرم

من از آوار تنهایی می ترسم بزار دستا تو تو دستام بگیرم   

19 اردیبهشت

تا حالا شده بغض کنی دلت بخواد یه جای خلوت باشی  و راحت راحت گریه کنی ؟؟ او نقدر که پهنای صورت قشنگت خیس خیس بشه شده تو تاریکی شب اشک بریزی اما ندونی چرا داری گریه می کنی؟؟ آخه بعضی اوقات آدم دلش می خواد  فقط گریه کنه همینطوری الکی بدون اینکه هیچ درد وغصه ایی داشته باشه!! شاید چون احساس سنگینی می کنه گریه کن عزیزم گریه کن                   ****

 گریه کن گریه قشنگه...  گریه سهم دل تنگه گریه کن گریه غروبه...  مرحم این راه دوره سر بده آواز هق هق ... خالی کن دلی که تنگه گریه کن گریه قشنگه...گریه سهم دل تنگه بزار پروانه احساس...  دلتو بغل بگیره بغض کهنه رو رها کن... تا دلت نفس بگیره نکنه تنها بمونی.. دل به غصه ها بدوزی تو بشی مثل ستاره.. تو دل شبهام بسوزی گریه کن گریه قشنگه... گریه سهم دل تنگه

30

اردیبهشت

تو اتاقم کنار پنجره نشستم.دارم با خودم کلنجار می رم که یه لحظه به هیچ چیز فکر نکنم .گوشهایم چیزی نشنود .چشمهایم چیزی را نبیند.فکرم ساکت بدون حرکت به ایستداحساسم به هیچ جا سفر نکند.قلبم نتپد.زبانم حرکت نکند.خون در رگهایم ندود و.... شاید اینجوری یه لحظه به مرگ نزدیک بشم .نه اینکه دلم بخواهد بمیرم نه فقط می خوام یه لحظه مرگ رو تجربه کنم . چشمهایم را می بندم .تمام پنجرهای وجودم را می بندم .و سکوت را مهمان تک تک سلولهای بدنم می کنم((...............................................)) اینجا دنیای مردها برای منه زنده نه ترسناکه نه زیباس نه خنده دار نه گریه آور اینجا دنیای مردها برای من یک تجربس  برای اینکه راهی را که دیگران به خطا رفتن من از نو شروع نکنم اینجا دنیای مردها برای من عبرت آموزه تا ببینم و بفهمم که باید راهی را انتخاب کنم که اگر سود برایم ندارد حداقل ضرر هم نداشته با شد اینجا در دنیای مردگان منه زنده خدا رو سپاس میگم که هنوز به من فرصت زندگی کردن داده شما هم تو دنیای مردها سفری داشته با شید......سفری دیدنیه راستی یادت نره سکوت با ید مهمون تک تک سلولهای وجودت بشه اینطوری حتما به دنیای مردها می رسی  ****               

 عشق به شکل پرواز پرندس

 عشق خوابه یه آهوی رمندس

 من  زائری تشنه زیر باران

عشق چشمه آبی اما کشندس من  میمیرم از این آب مسموم

اما اونکه مرده از عشق تا قیامت  هر لحظه زندس

من  میمیرم از این آب مسموم

مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرندس             ...

تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار

دروغ این صدا رو به گور قصه ها بسپار

 صدا کن اسممو از عمق شب ازنقب دیوار

 برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

منم من بذرفریاد  خاک خوبه سرزمینم باش

طلو ع صادق عصیان من  بیداریم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده مرگ آغاز راه قصه بوده

من راهی  شدم نگو که زوده

 اون کسی که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده

من راهی شدم نگو که زوده

اما اون کسی که  عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده