اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

 

 

1-     این روزا با این دو تا فکر و ایده نمی دونم چی کار کنم  تا می آم تو یکی بنویسم  فکر اون یکی می آد تو ذهنم

2-     هیچی به اندازه نوشتن آرومم نمی کنه  هیچ کاریواندازه نوشتن دوست ندارم 

3-      یه سوال ...   شما وقتی داستان می خونید  ترجیح میدید راوی کی باشه  ؟؟

4-     نوشتن داستان کوتاه یکم سخته هر وقت یه داستانی تو ذهنم جون میگیره  نا خودآگاه میبرمش تو حالو و هوای  داستان بلند .. البته یکم از اون وقتا بهتر مینویسم اما هنوز سخته

5-     وقتی کاغذ جلومه و بدون یه لحظه فکر قلمم روی برگه ها می رقصه و مینویسم  دنیا میشه مال من !!!

6-      کی می تونه یه جمله بگه من باهاش داستان بنویسم ؟

7-     یه آرزوی خوب تو دلمه یکی برام  دعا می کنه ؟

8-     شما وقتی می ترسید چطوری می شید ؟؟

9-     راستی این پسرا وقتی دستشون تو جیب باباشونه چطور به خودشون اجازه می دن فکر شریک تو زندگی باشن؟!؟!؟!؟

10- تو زندگی بابای پولدار خوبه یا اینکه برای پولت عرق ریخته باشی ؟؟؟ من که ترجیح میدم اینجور موقع ها از  بابای خودم پول بگیرم تا از بابای یه نفر دیگه  ...................

11- تو این دنیای لعنتی یکی هست(مونث) که من دوسش ندارم   وهر کاری میکنم دوسش داشته باشم نمی شه  درصورتی که اون دوسم داره  !!!!!!!اینو از حرفای دیگران فهمیدم  ........آخه مگه نمی گن دل به دل راه داره ....پس کو؟؟؟

12- راستی می دونید  زندگی فقط یه رو داره       خوشبختی.......................

13- میگم اگه خوشبختی نباشه  ...چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

14- یه روز می آد که ما میگیم بد بختی  ... بدی نبود  خوشیه ...موافقید؟؟؟؟؟؟؟؟

15- به نظر تون خدا صدای همه آدما رو هم زمان میشنوه ؟؟؟؟؟؟

16-  می دونستید  دل ادما هیچوقت عاشق نمی شه ؟؟؟

17- دارم صادق چوبک  می خونم  پیراهن زرشکی  من الان تو یه غسّا ل خونه هستم!!!!!!!!!!

18- آره یا نه  ؟؟

19- یه جمله قشنگ  ** خوشبختی یعنی هماهنگی با حوادث روزگار .**      

20-  یه شعر          سال ها پیش از این،
زیر یک سنگ گوشه ای از زمین.
من
فقط یک کمی خاک بودم همین.
یک کمی خاک که دعایش،
پر زدن آن سوی پرده ی آسمان بود.
آرزویش همیشه،
دیدن آخرین قله ی کهکشان بود
*
خاک هر شب
دعا
کرد
از ته دل
خدا
را صدا کرد
یک شب آخر دعایش اثر کرد
یک
فرشته
تمام زمین را خبر کرد
و خدا تکه ای خاک برداشت
آسمان را در آن کاشت
خاک را
توی دستان خود ورز داد
روح خود را به او قرض داد.
خاک،
توی دست خدا
نور شد.
پر گرفت از زمین دور شد.
راستی من همان خاک
خوشبخت همان نور
هستم.
پس چرا گاهی اوقات،
اینهمه از خدا
دور هستم ؟!

چای با طعم خدا – عرفان نظر آهاری