اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد اينجا دنياي من است سرشار از پاكي وصداقت مملو از احساس خواستن در بينهايت يك ذوق كودكانه اينجا دنياي من است دنياي يك يشم شيشه ايي يشمي به رنگ سياه ذره ذره عشق دنيا دنيا وفاي به معبود سراسر شور زندگي اينجا دنياي من است.يشم سياه

يشم سياه

دلتنگي هايم را براي باد مي خوانم روياهايم را به آسمان مي گويم آرزوهايم را به مهتاب و خستگي هايم را روي هوا مي نويسم

سر گذر یشم سیاه (1)

1-ای دل من ،دل من ،دل من!

 بینوا،مضطرا،قابل من !

 با همه خوبی و قدر و دعوی

 از تو آخر چه شد حاصل من

جز سرشکی به رخساره ی غم ؟

 آخر ای بینوا دل چه دیدی

 که ره رستگاری بریدی؟

 مرغ هرزه در ایی که بر هر

شاخی و شاخساری پریدی

تا بماندی زبون و فتاده ؟

 نیما یو شیج

ای خدا چگونه زیستن را به ما بیا موز که ما خود مردن را می آموزیم

 

 2- سمفونی مردگان رمانی از عباس معروفی ((حضور خلوت انس)) باید بگم محشره داستان شوربختی مردمیه که مرگی مدام رو به دوش می کشن و در جنون ادامه دارن و تو رو هم با خود می برن تو این ذهن های مغشوش چند راوی داشتن این داستان بیشتر آدم جذب میکنه و گاهی تو ذهنهای این آدما تو قف می کنی حتا صدای بوقهای اطرا فتم نمی شنوی این رمان به زبان آلمانی تر جمه شده و یکی از صد رمان برجسته جهانه

ای خدا چگونه زیستن را به ما بیا موز که ما خود مردن را می آموزیم

 

 3-دکتر شاهکار بینش پژوه ترانه سرا, خواننده و آهنگسازو مدرس دانشگاه متولد 22 آذر 1351 راستی که شاهکار کرده نمی دونم کنسرتشو دیدید یا نه اگه ندیدید از دستش ندید محشره .مخصوصا ترانه میمیرم که با هیتاچی دختر اسپانیایی خونده فارسی خوندن این دختر با لحجه اسپانیایی راستی که به دل میشینه.

ای خدا چگونه زیستن را به ما بیا موز که ما خود مردن را می آموزیم

 

 

4- سریال یوسف پیامبر بااینکه خیلی سطحی و آبکی از آب در اومده و گاهی اعصاب آدمو متشنج می کنه اما قسمت هفته پیشش همونجا که زلیخا اومده بود فر یاد های یوسف رو هنگام شکنجه شدن ببینه آدمو  جنی می کرد احساس آدم فوران می کرد. نمی دونم شما چه احساسی داشتید اما من از عکس العمل زلیخا ماتم برده بود  به این فکر می کردم  که مطمئنا زلیخا این کارو نکرد ه بود   (آخه غیر قابله هضمه )

ای خدا چگونه زیستن را به ما بیا موز که ما خود مردن را می آموزیم

 

5-مغزم این روزا عجیب  کار میکنه .واسه نوشتن رمان جدیدم .  سالار میگه یهو فوران کردی .خوب می نویسی ها . خوشش اومده . آخه چند صفحه  از فصل جدیدمو براش خوندم  میگه خوبه بی پروا بنویسی بهتره  اما  ولی داره....می خندم  می گه  خودت می دونی دیگه حرف مردم  که ........ میگم بی خیالش شدم  هر کی عقلش برسه می دونه که من تو همین جامعه زندگی میکنم با دخترا و پسرا  با خوبها و بدا  چشم دارم  می بینم  ، گوش دارم می شنوم  و احساس دارم ودرک می کنم . بی خیال بی فر هنگها (بلا نسبت شما )

ای خدا چگونه زیستن را به ما بیا موز که ما خود مردن را می آموزیم

 

خوش باشید و دنیا بر وفق مراد .