زندگی غوغا می کند

زندگی غوغا می کند.
 راه عجیبیست این زندگی!
گاهی چنان غوغا می کند که دیوانه اش میشوی.
گاهی بی پروا به افکار پریشانت می خندد که تو هم خنده ات بگیرد.
امان از روز هایی که مثل کودکی گیر بدهد به یک چیز و ول نکند.
مدام نق می زند.
تخس می شود و حرف گوش نمی دهد.
یه وقتهایی یخ میشود؛ نگاهش که میکنی از سرمای بی روحش می لرزی.نمی دانی چرا اما دلت را برفکی میکند.
البته... یه روزهایی هم شگفت انگیز گرما دارد؛به تو لذت می دهد.دوست داری تا ابد هوای زندگیت آفتابی و گرم بماند.
و وای به اون روزها و لحظه‌هایی که شیرینی هایش دلت را می لرزاند...واای که چه حس عجیبی  است مستت میکند بدون می و میخانه.
سودابه شهبازوند
/ 0 نظر / 29 بازدید