پایداری زندگی مشترک

بیا با هم حرف بزنیم

شاید ظاهر این جمله صلح طلبی و تلاش برای برقراری یک رابطه دوستانه و عاشقانه باشد اما معمولا واقعیت برخلاف این است. زنان این جمله را زمانی بر زبان می آورند که مشکلی بروز کرده و آنها را به آستانه انفجار رسانده، همسرشان متوجه ناراحتی و تغییر رفتار او نشده و بهانه گیری هم نتوانسته او را آرام کند پس برای او راهی جز این باقی نمانده که از شوهرش بخواهد با هم صحبت کنند.

آقایان در این لحظه هرگز فکر نکنید که می توانید آزادانه هر چه را خواستید در این گفت و گو به او بگویید برعکس باید کاملا محتاط بوده و حساب شده صحبت کنید.

2- مرد باش

شنیدن این جمله از زبان خانم ها برای هر مردی بسیار آزاردهنده است چرا که معنی این جمله چیزی جز این نیست که به نظر من، تو مرد ایده آل نیستی. مردان همواره سعی می کنند برای همسرانشان اسطوره ای قدرتمند باشند و این جمله درست مانند یک پتک آن اسطوره را می شکند.



3- سرم درد می کند

معنی این جمله را خانم ها خودشان بهتر از هر کس دیگری می دانند، شاید اگر از مردان معنی این جمله را بپرسید آنها در لحظه پرسیده شدن سوال نتوانند معنی آن را بگویند اما در شرایط خاص، زمانی که همسرشان چندان سرحال و خوش اخلاق نیست ناخودآگاه به خوبی متوجه می شوند که معنی «سرم درد می کنه» چیزی جز این نیست که امشب حوصله محبت کردن ندارم، لطفا طرف من نیا.

بهترین توصیه ای که می توانیم به شما آقایان بکنیم این است که در این شرایط کمی مراعات کنید، یک قرص مسکن به او بدهید و سعی کنید امشب شوهر خوبی برایش باشید تا از دلخوری های بعدی در امان بمانید.

4- پدرم، این کار را نمی کردند

این کار مقایسه مرد با فرد دیگری است. کمتر کسی را می بینیم که از مقایسه شدن با دیگران ناراحت نشود.

5- به چه چیزی فکر می کنی؟

این سوال خانم ها دخالت در شخصی ترین حریم مردان یعنی افکار آنهاست، مردان دوست دارند افکارشان تا زمانی که عملی نشده اند همچنان شخصی و مخفی باقی بمانند. آقایان زمانی که به موضوع مهمی فکر می کنند دوست ندارند مورد بازجویی قرار گیرند.

6- چه فرقی کرده ام؟

آقایان عزیز امیدوارم شانس بیاورید و متوجه تغییر او بشوید در غیر اینصورت گرفتار مشکلات بعدی خواهید شد. در ضمن سعی کنید در کوتاهترین زمان ممکن این تغییر را بیابید چون هر چه زمان بیشتری بگذرد او را بیشتر از خودتان ناامید می کنید. همسرتان کوچکترین تغییر شما را در کوتاهترین زمان ممکن متوجه می شود و انتظار دارد شما نیز چنین باشید و وای به زمانی که چشمان شما مانند چشمان همسرتان تیزبین ودقیق نباشد.

7- خواهرت، خواهر زاده ات ... خوشگل شده بود، مگه نه؟!

خواهرت، خواهرزاده ات ... خوشگل شده بود، مگه نه؟! خانم ها به دلیل عشقی که به همسرشان دارند معمولا دوست ندارند هیچ زن دیگری غیر از خودشان به نظر او زیبای بایید، در واقع حسادت زنان در بیشتر مواقع به خاطر محبت و علاقه آنها به شوهرشان است و اینکه می خواهند همسرلشضان نیز آنها را بیش از هر فرد دیگری دوست داشته باشند.

آقایان عزیز اگر نمی خواهید همسرتان را برنجانید باید در این لحظه کاملا هوشمندانه رفتار کنید. اگر به همسرتان بگویید نه خواهرم زیبا نشده بود دروغ گفته اید و همسرتان نیز متوجه این موضوع می شود، اگر تنها یک پاسخ مثبت هم بدهید، او را می رنجانید. پس می توانید به او بگویید: آره زیبا شده اما به نظرم تو زیباترین زن دنیا هستی یا جملاتی از این قبیل.

 

 

 

 

 

 

 

سردی و یک فاصله پرنشدنی، از همین اتفاقات ساده جان می‌گیرد. همین چیزهایی که گاهی به دلیل صمیمیت و گاهی به دلیل حق به جانب بودن‌، آنها را نادیده می‌گیرید. همین چیزهای ساده‌ای که برای مردها یک دنیا اهمیت دارد و می‌تواند نظرشان را نسبت به شریک زندگی‌شان زیر و رو کند. شما فکر می‌کنید هیچ اتفاقی نیفتاده؛ فکر می‌کنید تغییری نکرده‌اید و اشتباهی مرتکب نشده‌اید اما همسرتان روزبه‌روز بیشتر فاصله می‌گیرد و سردتر می‌شود. تقصیر شما نیست. کسی این چیزها را به شما گوشزد نکرده. ما در این صفحه می‌خواهیم شما را با اشتباه‌های کوچکی که زندگی‌تان را یخبندان می‌کند آشنا کنیم و چشم‌هایتان را بیشتر از قبل روی رفتار‌تان باز کنیم.



سردکننده شماره 1: به خودتان اهمیت نمی‌دهید

زن‌های هپلی

مردی که عاشق‌تان باشد، حتی می‌تواند در سخت‌ترین روزها هم کنار شما بماند و در روزهای بیماری هم از شما خسته نشود. مرد‌ها یک زن همیشه زیبا و سالم نمی‌خواهند. بلکه زنی را دوست دارند که بیمارنما و ژولی‌پولی نباشد و اهمیت کافی را به سلامت و زیبایی‌اش بدهد. اگر هنوز هم منظور‌مان را نفهمیده‌اید، چند شکایت اصلی مرد‌ها از همسرشان را بخوانید:
دوست ندارم همسرم کار کند. چون خسته و بدبو از سرکار برمی‌گردد و دیگر حتی حوصله یک دوش گرفتن مجدد را هم ندارد. ساعات زیبایی و مرتب بودنش، تنها اول صبح است و بدبویی و خستگی‌اش را برای من به خانه می‌آورد.
اشتیاق زیادش به غذا خوردن نه تنها خوشحالم نمی‌کند، بلکه برایم عذاب‌آور هم شده. نمی‌دانم خودش را نمی‌بیند؟ متوجه نیست که چطور هر روز وزنش بالاتر می‌رود و مجبور می‌شود لباس‌های قدیمی‌اش را کنار بگذارد؟
همسرم 10 نوع سشوار و اتوی مو دارد اما هر روز باید با موهای وز شده ببینمش. حسرت دیدن یک لباس خانه هماهنگ و آراسته به تنش، بر دلم مانده. تنها وقتی که مهمان داریم می‌توانم به آراسته بودنش امیدوار باشم.


مردها چه فکر می‌کنند؟

مردها از زنانی که به بهداشت، سلامت و زیبایی‌شان اهمیت نمی‌دهند، بیزارند. شاید یک زن هم از هپلی بودن همسرش آزرده شود اما آسیبی که یک مرد از این ماجرا می‌بیند به مراتب بیشتر است؛ چراکه مردها در جریان این ارتباط، بیشتر تابع چشمشان هستند. شاید دیدن یک لباس خوشرنگ، مرتب و یک خانه تمیز، بیشتر از هر چیز دیگری بتواند آنها را دلگرم کند اما شکایت‌هایی که در بالا گفته شد، کافی است تا یک مرد عاشق هم به یک مرد سرد تبدیل شود.

چرا زن‌ها به اینجا می‌رسند؟

بسیاری از زن‌ها در درک مفهوم «صمیمیت» دچار مشکل هستند. آنها بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک، به بهانه صمیمی بودن با همسرشان، رسیدن به خود و شادابی‌شان را فراموش می‌کنند. اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار دارید، نباید این اصل را فراموش کنید که برای یک مرد، هر روز روزی تازه است و تنها با تازه نگه داشتن این زیبایی‌های کوچک است که می‌توانید دل این موجود مریخی را به دست بیاورید.


سردکننده شماره2: کمبود اعتماد به نفس دارید

زن‌هایی که خود را دست‌کم می‌گیرند

حتی زشت‌ترین آدم‌های جهان هم، دلیلی برای دلفریب بودن در خود دارند. یادتان نرود که مردها از زنانی که مدام خود را تحقیر می‌کنند و هیچ وقت از ظاهر‌شان راضی نیستند، بیزارند و اگر مدام در مورد ظاهرتان غر بزنید، نه تنها او شما را یک زن فروتن نمی‌بیند، بلکه از شما دلسرد هم می‌شود. اگر هنوز هم منظور‌مان را نفهمیده‌اید، چند شکایت اصلی مرد‌ها از همسرشان را از زبان زن‌ها بخوانید:

دماغم باز هم ورم کرده. با این صورت چطور به مهمانی بیایم؟ من امشب باز هم زشت‌ترین زن جمع خواهم بود. اصلا همین هفته باید سراغ یک جراح زیبایی بروم و از دست این چهره مسخره راحت شوم.
نه! این لباس را نمی‌پوشم! ببین چقدر چاقم می‌کند. این پهلو‌های گنده را بزرگ‌تر هم نشان می‌دهد. نگاه کن شکمم چندبرابر شده و از هر گوشه لباسم یک تکه چربی بیرون زده.
هرقدر موهایم را سشوار می‌کشم صاف نمی‌شود. با این موهای وزوزی حالم از قیافه خودم به هم می‌خورد. دلم می‌خواست کچل باشم اما این موهای زشت روی سرم نباشد.
مرد‌ها چه فکر می‌کنند؟

برای همسرتان زشت بودن یا زیبا بودن شما آنقدر اهمیت ندارد که تصور شما نسبت به خودتان. مردها عاشق زن‌های با اعتماد به نفس هستند. زن‌هایی که خوب بلدند زیبایی‌هایشان را بهتر نشان دهند و از ظاهری که دارند، راضی هستند. مدام شکسته‌نفسی کردن و شرمنده بودن از ظاهر خود، می‌تواند عاشق‌ترین مرد را هم دلسرد کند. شما با این کار، ایرادهایی که تا کنون در شما نمی‌دیده را در نگاهش پررنگ‌تر جلوه می‌دهید.

چرا زن‌ها به اینجا می‌رسند؟

برخی زن‌ها گمان می‌کنند که دیگران ایراد‌های ظاهری‌شان را برجسته‌تر از آنچه که هست می‌بینند. به همین دلیل و برای نشان دادن شکسته نفسی‌شان، سعی می‌کنند قبل از دیگران، خودشان ایرادها را به زبان بیاورند اما باید بدانید که چنین رفتاری نتیجه معکوس بر روابط شما می‌گذارد. پس زیبایی‌های ظاهر‌تان را تحسین کنید و به خودتان باور داشته باشید. هرگز خود را در مقابل همسرتان تحقیر نکنید؛ این موضوع می‌تواند حس او را نسبت به شما زیر و رو کند.


سردکننده شماره3: زیاد به ظاهرتان اهمیت می‌دهید

زنانی که همیشه نگران ظاهر‌شان هستند

هر مردی دوست دارد زنی زیبا و آراسته داشته باشد اما زن‌هایی که مدام درگیر ظاهرشان هستند مردها را عذاب می‌دهند. یک مرد دوست دارد با خیال راحت با همسرش کوه برود و مدام نگران خاکی شدن کفش‌هایش نباشد. دوست دارد گاهی چهره همسرش را بدون آرایش ببیند و وقتی با عجله می‌خواهند جایی بروند، او ساعت‌ها مقابل آینه ننشیند. اگر هنوز هم منظور‌مان را نفهمیده‌اید، چند شکایت اصلی مرد‌ها از همسرشان را بخوانید:
دوست دارم گاهی دستش را بگیرم و روی یک تپه کنارش بنشینم اما او حاضر نیست مانتواش را خاکی کند یا به دلیل نشستن روی زمین شلوارش را چروک کند. هیچ وقت کنارش احساس راحتی نمی‌کنم.
هزینه زیادی که برای لوازم آرایشی می‌پردازد مرا دیوانه می‌کند. من مخالف کار او نیستم و دوست هم دارم که آراسته باشد اما از اینکه نیمی از بودجه ماهانه ما برای لوازم آرایشی مصرفی هزینه می‌شود ناراحتم.
حاضر نیست لباس‌های تکراری بپوشد و ست کردن لباس‌ها برایش شبیه یک بحران غیرقابل حل است. ما هیچ وقت نمی‌توانیم تصمیم ناگهانی‌ای برای تفریح بگیریم. چون باید زمان کافی برای حاضر‌شدن را داشته باشد.

مردها چه فکر می‌کنند؟

همان‌طور که گفتیم مردها از دیدن زیبایی همسرشان لذت می‌برند اما دوست دارند بخش اصلی این آراستگی را زیبایی طبیعی تشکیل دهد. آنها دوست ندارند کنار یک عروسک بی‌عیب و نقص زندگی کنند، بلکه ترجیح می‌دهند کنار یک همسر ساده، اما مرتب باشد. کنار زنی که اگر به موهایش دست بزنید، آشفته و مضطرب نشود.



چرا زن‌ها به اینجا می‌رسند؟

با دیدن تصویر بازیگران زیبا، برخی از زن‌ها تصویری بی‌عیب را در ذهن‌شان حک می‌کنند؛ تصویری که تمام تلاش‌شان را برای شبیه شدن به آن به خرج می‌دهند و با دیدن تفاوت‌هایشان با آن، ناامید و مضطرب می‌شوند. گرچه این زن‌ها فکر می‌کنند در صورت شبیه نبودن به این تصویر، دیگران آنها را رد یا سرزنش می‌کنند اما واقعیت این است که این افراد خیلی زود همسرشان را از خود می‌رانند.


سردکننده شماره 4: ضعیف هستید

زنان وابسته و دست و پا چلفتی

مرد‌ها احساس قدرت را دوست دارند و اینکه زنی با استقلال بیش از حدش آنها را تحت سلطه در بیاورد، آزارشان می‌دهد. در عین حال، مردها از زنان ناتوان و وابسته هم خوش‌شان نمی‌آید. آنها دوست ندارند عین یک نگهبان مدام مراقب همسرشان باشند و اینکه زنشان رفتاری کودکانه و منفعلانه هم داشته باشد، برایشان مثل یک کابوس است. اگر هنوز هم منظور‌مان را نفهمیده‌اید، چند شکایت اصلی مرد‌ها از همسرشان را بخوانید:
برای همسرم اتومبیل خریدم و کمکش کردم تا گواهینامه بگیرد اما او بدون من حاضر نیست رانندگی کند. انتظار دارد من مثل یک راننده شخصی در کنارش باشم و به دلیل ترسش، حاضر نیست از امکانی که برایش فراهم کرده‌ام استفاده کند.
اگر من مراقب همه چیز نباشم، زندگی‌مان از دست می‌رود. همسرم حتی نمی‌تواند یک خرید ساده را انجام دهد. همه جا باید کنارش باشم و همه مسئولیت‌های زندگی را باید به‌تنهایی برعهده بگیرم.
همسرم با یک بحث ساده زیر گریه می‌زد و از بدبختی‌هایش شکایت می‌کرد. ما اختلافات زیادی داشتیم و یک‌بار که تلاش کردم او را به جدایی راضی کنم، تهدید کرد که خودش را می‌کشد.



مردها چه فکر می‌کنند؟

زن‌های مظلوم‌نما، ضعیف و ناتوان برای هیچ مردی جالب نیستند. یک مرد دوست دارد بداند که همسرش در هر شرایطی از عهده کارهای خودش برمی‌آید و می‌تواند روی پای خودش بایستد. مردها دوست دارند در زندگی حرف اول را بزنند اما نمی‌خواهند بار تمام مسئولیت‌های ریز و درشت خانه بر دوش‌شان باشد.

چرا زن‌ها به اینجا می‌رسند؟

این مشکل ریشه در اعتمادبه‌نفس زنان دارد. کسانی که اعتمادبه‌نفس پایین دارند، گمان می‌کنند با این مظلوم‌نمایی‌ها می‌توانند دل دیگران را به رحم بیاورند و زندگی‌شان را پیش ببرند. بعضی از زنان هم به دلیل بحران‌هایی که در کودکی برایشان به‌وجود آمده، همیشه نوعی احساس ضعف همراه‌شان است و ترس از ترک شدن باعث می‌شود که به چنین ابزار‌هایی متوسل شوند؛ ابزار‌هایی که به‌جای درست کردن ماجرا، می‌تواند روابط آنها را از هم بپاشد.

5 رمز ارتباط صمیمانه با همسر

 

ارتباط صمیمانه چطور و چگونه؟!

پنج شیوه ارتباطی می تواند زندگی شما را متحول کند. از این جمع سه شیوه مربوط به مهارت های شنیدن و دو شیوه مربوط به مهارت های ابراز وجود کردن هستند. یاد می گیرید که با گوش سوم خود بشنوید تا احساس و اندیشه طرف مقابل خود را درک کنید. با احاطه به این شیوه ها می توانید احساسات خود را آزادتر، روشن تر و مؤثرتر بیان کنید و از مجموعه آنها یک جا برای برقراری ارتباط بهتر استفاده کنید.

مهارت گوش دادن شماره 1: روش خلع سلاح

1 - در گفته های طرف مقابل حقایقی بیابید. هیچ کسی صددرصد بی اشتباه نیست. معمولاً وقتی کسی را تأیید می کنید خود مورد تأیید قرار می گیرید. این پدیده جالب را «قانون اضداد» نامیده اند


2 - اگر خشمگین هستید و احساس می کنید مورد تهاجم واقع شده اید احساستان را به کمک عبارتی با مفهوم «من احساس می کنم» بیان کنید. از بحث و مشاجره بپرهیزید و حالت تدافعی نگیرید


3 - طوری جواب دهید که حتی در صورت پذیرش انتقاد احترام و شأن و عزت نفستان حفظ شود


4 - میل به سرزنش کردن طرف مقابل را در خود سرکوب کنید. سعی کنید احترام متقابل میان شما از بین نرود.5- از وارد شدن به بحث «حق با کیست؟» خودداری کنید. با این کار به جایی نمی رسید.

مهارت گوش دادن شماره 2: برخورد همدلانه

1 - خود را به جای طرف مقابل بگذارید. خوب گوش بدهید و بفهمید که منظورش چیست و چه می خواهد بگوید. نظر خود را درباره طرز اندیشه و احساس او بیان کنید: «به نظر می رسد ...» و بعد حرف او را به طور خلاصه تکرار کنید


2 - سعی کنید احساس طرف مقابل را درک کنید. به حرکات و نشانه های جسمانی آنها توجه کنید


3 - برای تأیید احساسات آنها پرس وجو کنید: « مثل اینکه از من ناراحت هستی. آیا همین طور است؟ »


4 - از عبارت هایی با مفهوم « من احساس می کنم » استفاده کنید تا بدانند که اگر جای آنها بودید چه احساسی داشتید: « اگر این احساس برای من هم پیش می آمد احساس شما را داشتم.»


مهارت گوش دادن شماره 3 : پرس و جو

1 - اغلب اشخاص از ابراز علنی احساسات خود هراس دارند. می توانید از همسرتان بخواهید تا درباره احساسات منفی خود توضیح بیشتری دهد. با این کار از شدت ناراحتی او می کاهید


2 - از او بپرسید از کدام عمل یا کدام حرف شما دلگیر شده است؟ وقتی به جواب او گوش می دهید حالت تدافعی نگیرید، به جای آن از روش برخورد همدلانه و شیوه خلع سلاح استفاده کنید. در عبارات او واقعیتی بجویید. اگر ناراحت هستید، اگر احساس می کنید که تحقیر شده اید، احساسات خود را همان طور که گفته شد به او انتقال دهید


3 - وقتی دلیل ناخشنودی و عصبانیت او را می پرسید، از لحن احترام آمیز استفاده کنید. از مبارزه جویی بپرهیزید


4 - از خشم و اختلاف نهراسید. اشکالی در این ها نیست. اجازه ندهید که احساسات ناخوشایند همسرتان ابراز نشده باقی بماند. این کار بر شدت ناراحتی او می افزاید.

مهارت ابراز وجود شماره 1 : استفاده از عبارت هایی با مفهوم:

1 - هنگام ابراز احساسات خود از عباراتی که مفهوم « من احساس می کنم » را تداعی کنند استفاده کنید. مثل « ناراحتم ». از عبارت‌هایی که با « تو » یا « شما » شروع می شوند و حالت خطابی دارند بپرهیزید: مثل « تو مرا ناراحت می کنی. » این قبیل عبارات، انتقادآمیز و داوری کننده هستند و همیشه به مشاجره ختم می شوند.

2 - احساسات خود را به نمایش نگذارید، آنها را بیان کنید. به نمایش گذاشتن احساسات می تواند به شکل‌های زیر باشد : اخم کردن،سکوت های طولانی،به هم کوبیدن در اتاق،چهره در هم کشیدن.

3 - جراحات احساسی را هم می توانید با عباراتی که مفهوم «من احساس می کنم» را تداعی می کنند ابراز کنید، احساساتی مانند اندوه، مورد رنجش واقع شده، بی کفایت، مورد بی اعتنایی واقع شده، رعب و ترس


4 - آرزوها و خواسته ها را نیز می توانید با عباراتی از این قبیل انتقال دهید :

دوست دارم با تو بیشتر وقت صرف کنم.

دلم می خواهد سعی کنی منظور مرا بفهمی.

مهارت ابراز وجود شماره 2 : احترام بگذارید

1 - روی هم رفته اغلب مردم مایلند که بر کارشان ارج گذاشته شود. بیشترین نگرانی اشخاص از این است که تحقیر شوند، مورد قبول واقع نشوند و یا درباره آنها داوری شود


2 - همسر خود را مطمئن کنید. با آن که از او عصبانی یا مخالف او هستید به او احترام می گذارید. او برای شما شخصیت مهمی است.

3 - بگذارید تا همسرتان بداند که می خواهید مسئله موجود را به شکل رضایت بخشی حل کنید.

4 - از شخصیت وی انتقاد نکنید. از این کار سودی نمی برید. انتقاد شخصیت با انتقاد از کار و رفتار متفاوت است.

_ مهارت های گوش دادن و ابرازوجودکردن فقط به عنوان روش هستند. ارتباط واقعی ناشی از روح احترام برای خود و برای همسرتان است. اگر هدف شما این است که حق به جانب بودن خود را ثابت کنید، اگر می خواهید او را مقصر جلوه بدهید، هر شیوه ارتباطی بی تأثیر می شود. اما اگر هدف شما حل مسئله است، اگر می خواهید با طرز فکر و احساس همسر خود آشنا شوید، این روش ها در حکم ابزار مطمئنی هستند که می توانید از آنها استفاده کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باید به تمام تفاوت‌ها اهمیت داد؛ مباحثی چون جهان‌بینی افراد از نظر اعتقادی تا فردگرا و جمع‌گرا بودن آنها می‌تواند مهم و قابل توجه باشد.

برای انتخاب همسر ایده‌آل گاهی این سوال پیش می‌آید که زوج‌های جوان باید از تمامی جهات، از طرز تفکر گرفته تا جهان‌بینی، از نظر شخصیتی و روانی مشابه هم باشند و یا باید تفاوت‌هایی داشته باشند تا بتوانند یکدیگر را کامل کنند؟ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا این نکته را در نظر گرفت که ازدواج بر پایه‌های متنوعی بنا می‌شود. برای اینکه ازدواجی مستحکم و قابل اعتماد باشد، عوامل زیادی در کارند.

سه بعد یک رابطه

روان‌شناسان معتقدند یک رابطه برای پایدار ماندن باید سه بعد داشته باشد؛ اول تعهد (به این معنا که همسران باید نسبت به هم تعهد داشته باشند )، دوم صمیمیت بین دو نفر و سوم گرایش زوج به یکدیگر. این موارد عواملی مرتبط و جدایی ناپذیر هستند که باعث دوام و پایدار بودن رابطه زناشویی از لحاظ روان‌شناسی می‌شوند اما تفاوت‌های خلقی هم در این میان می‌توانند موثر باشند؛ در صورتی که این تفاوت‌ها زیاد و عمیق باشند، ارتباطی که می‌توانست مستحکم باشد، آسیب‌پذیر می‌شود؛ برای مثال اگر یکی از همسران، فردگرا و از جمع گریزان باشد و دیگری جمع‌گرا و معتمد به جمع باشد ممکن است در زندگی آنها به نوعی کشمکش ایجاد شود.

باید به تمام تفاوت‌ها اهمیت داد؛ مباحثی چون جهان‌بینی افراد از نظر اعتقادی تا فردگرا و جمع‌گرا بودن آنها می‌تواند مهم و قابل توجه باشد. اگر تفاوت‌های بین همسران چندان عمیق نباشد ولی منجر به نوعی چالش برای آنها شده باشد، می‌توان آن را حل کرد اما نباید تا این حد زیاد باشد که باعث بروز استرس بین آن دو شود و در نهایت بروز مشکلات اساسی بین آن دو را پیش‌آورد.

اگر تفاوت‌های شخصیتی بین همسران جوان زیاد باشد تنها زمانی ازدواج آنها دارای استحکام و اعتبار است که آن سه بعد اصلی قوی‌تر از تفاوت‌هایشان باشد که آن باعث پایدار ماندن ازدواج آنها می‌شود.

آدم‌ها مطلق نیستند

به این نکته نیز باید توجه کرد که برای شناخت بهتر افراد باید بدانیم که آدم‌ها سیاه یا سفید مطلق نیستند و هیچ صددرصدی وجود ندارد. آدم‌ها از یک طیف تشکیل شده‌اند و عملشان به صورت طیف بازده دارد. انسان‌ها با در کنار هم زندگی کردن به تدریج شباهت‌هایی به هم پیدا می‌کنند و شکل هم می‌شوند؛ آمادگی‌هایی برای بخشیدن یکدیگر پیدا می‌کنند که باعث پایبند بودن و در نهایت پایدار شدن رابطه‌ آنها می‌شود.

گاهی پیش می‌آید که ما تفاوت‌هایی از لحاظ زیستی و شناختی داریم اما باید دید تا چه حد در سطح رفتار و عملکرد ما نقش دارند؛ برای مثال بعضی از زنانی که درون‌گرا هستند با توجه به شرایط جامعه و یا به دلایل فرهنگی حس می‌کنند که جامعه آنها را نمی‌پذیرد و باید برون‌گرا باشند و میل به جمع داشته باشند تا بتوانند در اجتماع دارای شغلی باشند و با دیگران ارتباط برقرار کنند؛ در نتیجه بر این خصوصیت خود غلبه می‌کنند.

از سوی دیگر بعضی از مردانی که برون‌گرا هستند و بیشتر اوقات در جمع دوستان خود هستند بعد از ازدواج رفتارهایی دیگر از خود نشان می‌دهند و به خانواده خود پایبند می‌شوند.

در نهایت باید گفت نمی‌توانیم یک نسخه کلی بدهیم. در این مساله عوامل گوناگونی نقش بازی می‌کنند و این عوامل را باید در کنار عوامل تعیین‌کننده اصلی در نظر بگیریم. در این صورت می‌توانیم دریابیم عوامل دیگر، در اینجا شباهت‌ها یا تفاوت‌های زیاد، چقدر می‌توانند آسیب‌زا باشند و یا بر عکس جاذبه ایجاد کنند و باعث رشد و تحول شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با روش های زیر دوباره همسرتان را جذب کنید

فرمول مجذوب کردن دوباره او به سادگی الفبا می باشـد. ایـن مـراحـل آسـان را طـی نموده و هر قدم اشتباهی کـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانید.

باز مرتکب اشتباه شدید. روز تولدش یا سالروز ازدواجـتـان را فراموش کردید. به خاطر پشت گوش انداختن وظایف تان در خانه، دلخور و ناراحت است، در حال انجام کارهایی که بارها گوشزد کرده انجام ندهید،گیرتان انداخته است؛ او را به خاطر خرابی اتومبیل و یا فراموشی قـرار ، روی پـا مـنـتظر نگهداشته اید. جرمتان هر چه باشـد باید چاره ای بیندیشید.
چـند وقـتـی اسـت مـورد بـی اعـتنایی قرار گرفته اید و این وضـعـیت در حـال طـولانی شـدن اسـت. چگونه می توانید اشـتـبـاه خـود را جبران نموده و اعتماد و علاقه همسـرتان را دوباره بدست آورید؟
فرمول مجذوب کردن دوباره او به سادگی الفبا می باشـد. ایـن مـراحـل آسـان را طـی نموده و هر قدم اشتباهی کـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانید.

قبول کنید که اشتباه کرده اید

زمانیکه به طور شفاف مشخص گردید که مرتکب اشتباه شده اید و مـطـلقا راه گریزی از پیامدهای حاصله از خطاکاری و جرمتان وجود نداشت،شما نیز باید گناه خود را بپذیریـد. برای جبران خرابکاری و رسیدگی کردن به موقـــیعت ایـجـاد شده پیش بروید. اگـر در این مـرحله در بیان جزئیات متوسل به دروغ شوید، احتمال اینکه او احساس کند که به طـور کـامـل بـا وی صـادق نـیستـید زیاد می شود و یا ممکن است داستان شما را به صـورت متفاوتی از شخصی دیگر بشنود.
بنابراین مثلا اگر او شایعه ای را مبنی براینکه شما را درحال خوش و بش کردن صمیمی با یکی از همکارانتان دیده اند، شنید، و اگر میـدانیـد ایـن داستان تا حدی حقیقت دارد، بیـدرنـگ شـروع به انکار و حاشا نکنید. برای سرپوش گذاشتن بر خطا خیلی دیر اسـت. رو راست باشید. قبول کنید که آن قضیه ممکن است اینگونه بـنظر دیـگران رسیده باشد که شما در حال صحبتهای عاشقانه با هـمـکارتـان بـوده اید، اما احساسات بچه گانه و زود گـذر خـود را مـقصر دانـسته و بگویید: ”‌ فقط هـمیـن یـک بـار بـود و پـشـیـمـانـم. ابـدا علاقه ای به او ندارم”‌ و یا چیزی مشابه این.
رو راست و مستقیم باشید، اما کار غیر عاقلانه انجام ندهید. تا میـتوانید اشتباه خود را بی اهمیت جلوه دهید. هـمسر شـما شـدیدا مـی خواهد باور کند که شما قصد اذیت و آزار او را نداشته اید بنابراین تمام تلاش خود را برای پاک کردن ذهـن او بکار ببندید. حتی اگر یک عذر و بهانه به نظر شما ناکار آمد برسد، اگر بـه صورت متقاعد کننده ای آنرا بیان کنید باز وی خریدارش خواهد بود.
در چنین شرایطی صداقت بیش از حد، ممکن است صدمه بزند. برای مثال در حالی کـه قطعا باید بپذیرید که از حد و حدود خود هنگاه صحبت کردن با همکارتان ----- کرده ایـد، لزومی ندارد به او بگویید که همیشه از دیــدن او خوشحال میـشدیـد و یا به چشم شما فرد جذابی بنظر می رسیده است. کنترل خسارت یعنی به حداقل رساندن اشتباه و نه بزرگنـمایی کـردن آن بـوسیله دادن اطلاعاتی او واقعا نیازی به دانستنشان ندارد.

بی ر

/ 0 نظر / 8 بازدید