تاریخچه کاملا خلا صه شده ای از زندگی در دوره ی پسا صنعتی

 

 

وقتی به هم معرفی شدند ،مرد چیزی به شوخی گفت ،به این امید که زن از او خوشش بیاید .

زن به شدت خندید به این امید که مرد از او خوشش بیاید .

بعد هر کدام به سمت خانه ی خود راندند .هر سه مستقیم به جلو خیره شده بودند و چهرهایشان در هم کشیده بود .

مردی که آن دو را به هم معرفی کرده بود ،از آنها خیلی خوشش نمی آمد ،هر چند طوری رفتار کرده بود که انگار از آنها خوشش می آید،چون نگران این بود که رابطه ی خوبِ با دیگران را همیشه حفظ کند .بلاخره هر چه باشد کسی نمی داند چه پیش می آید ،می داند؟

 

..

..

داستانی که خوندید از  دیوید فاستر والاس بود. نویسنده ای امریکایی که چندی پیش تو سن 8-37 خودش رو دار زد .

به نظرم داستان جالبی اومد از جامعه امروزمون ..از آدمهای دورمون که نمی دونیم چه نظری در موردمون دارن و چرا می خوان کاری واسمون انجام بدن ..از کارها ی مزخرفی که ممکنه خودمون انجام بدیم و خیلی وقتها هم به مرور زمان  بهشون می خندیم. از اینکه باید گاهی در هر کاری و در هر حرفی  تظاهر کنیم چون نمی دونیم چی پیش می آد،می دونیم؟

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
gharibeh

درود مجدد نیومدی بهم سر بزنیا ! من لینکتون کردم

نیره نورالهدی

سلام کانون ادبیات داستانی با داستان "میل مبهم گناه"از نویسنده معاصر م.ح.عباسپور به روز است. منتظر حضور و یادداشتهای سبزتان[گل]

زروان

سلام آدمی؟ خیلی وقتها پنهان میکنیم آنچه در دل داریم.خیلی وقتها میخواهیم و غرور اجازه نمی دهد خواستمان را...همه را میخواهیم ... همه چیز را میخواهیم.... اما هیچ وقت حاضر نیستیم بهایش را بپردازیم... به نظر من مشکلات روز افزون انسان پسا مدرن(البته جامعه ما هنوز فاصله داره با این شرایط)ناشی از خواست و غرور بیش از حدشه غروری که نمیذاره بهای چیز هایی رو که میخوایم بپردازیم..[گل]

زروان

سلام آدمی؟ خیلی وقتها پنهان میکنیم آنچه در دل داریم.خیلی وقتها میخواهیم و غرور اجازه نمی دهد خواستمان را...همه را میخواهیم ... همه چیز را میخواهیم.... اما هیچ وقت حاضر نیستیم بهایش را بپردازیم... به نظر من مشکلات روز افزون انسان پسا مدرن(البته جامعه ما هنوز فاصله داره با این شرایط)ناشی از خواست و غرور بیش از حدشه غروری که نمیذاره بهای چیز هایی رو که میخوایم بپردازیم..[گل]

شاسوسا

سلام عیدتان مبارک [گل][گل][گل][گل] منتظرتان هستیم

شاسوسا

سلام [لبخند] انجمن شاعران وبلاگ نويس بعد مدت ها به روز شد با شعر نابي از خانوم آزاده دواچي ديدنش خالي از لطف نيست [گل][گل][گل] http://poetscouncil.blogfa.com/

امید مهران فر (زروان)

سلام با شکلش درهم پسرک جگر فروش ....... رودان خشکسار به روز شد ...حضورتون به دیده منت.[گل]