بازم شب و بارون …
حیرون و سرگردون …

میترسم تنهاشم بدون نگات دوباره
کاش بگی تا ابد عشقمون ادامه داره

هیجان تو داره منو از پا درمیآره
شوق تو قلبم رو داره از جا درمیآره

(بازم شب و بارون میزنم بیرون تو خیابون
حیرون و سرگردون عاشق و ویرون زیر بارون)

میترسم خوشبختی واسه ما دووم نیاره
دل من به جز تو با همه نا سازگاره

طولانی میخوامت اگه روزگار بذاره
داشتنت بهترین اتفاق روزگاره

تا دلت بخواد من تو رو میخوام
بگو تا کجا دنبالت بیام
درگیر چشمای توئه تموم دنیام

نگاتو نگیری از نگام
بیا تا برن تنهاییام
بمون منم که بی تو دنیا رو نمیخوام

بازم شب و بارون …
حیرون و سرگردون …

(بازم شب و بارون میزنم بیرون تو خیابون
حیرون و سرگردون عاشق و ویرون زیر بارون)

/ 8 نظر / 11 بازدید
دو هفته اخیر

"ماهی قهوه ای" از محمد علی رکنی با یادداشت هایی از مختاری و علی خانی بر این داستان دور سوم با نقد هایی بر 2 داستان های برگزیده دیگر در ویترین "دو هفته اخیر" در معرض خوانش علاقه مندان ادبیات داستانی قرار گرفت.

BLOOM

خیلی وقتا تنهایی ادمو بزرگ میکنه!

خیلی جالب بود

R2W

چهارشنبه های یکی در میان داستان کوتاه "دو تا آیینه" وحید شیخ احمد صفاری به همراه یادداشتی بر این داستان. با معرفی مجموعه داستان "زندگی طبق خواسته تو پیش می رود" دو هفته اخیر ویترین ادبیات داستانی دو هفته اخیر

bloom

کجایی تو؟ چیکارا میکنی؟

دالکاف

درود با حفره های مرموز بروزم همچنین برای شما دوست گرامی آرزوی پیروزی دارم.

فراز

سلام دوست خوبم ... نیستی خیلی وقته ؟ کجایی؟؟؟‌سلامتی ؟ این مطلب رو خوندی در حد یه تک نوشته هم که شده از خودت یه خبری بهم بده دوست من