گاهی باید خلاف جهت باد حرکت کنی

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم تو این مدت خوش بوده باشید .

تو دو ران نقاهتی که داشتم یه چند تایی سوژه واسه نوشتم اومد تو ذهنم هر چند هنوز درست و حسابی

 پرداختشون نکردم تا ببینم جالب میشن یا نه !

امایه داستان مینی مال نوشتم که نمی دونم می شه بهش گفت داستان یا نه؟ در هر صورت می ذارم تا بخونید و نظربدید

**

خانوم سین که روى خط عابر پیاده وسط خیابون عقب عقب می رفت د ر جواب خانوم شین و عابرای دیگه که با تعجب نگاهش می کردن ،گفت:

-یه جایی تو این دنیا هست که آدما ناخود آگاه، ناخودآگاه دنبالش می گردن .که اگه بدونن وحشتناکترین جای دنیاس هیچوقت سراغش نمی رن .اونجا اول آدما فکر می کنن که متنفرن و ازش بدشون می آد.اما بعد عاشقش می شن و بعد که عاشق شدن می خوان نابودش کنن .زنده هاشو می کشن .خر خرشونو می گیرن و می جواَ ن و حتا وقتی خون داغش روی لبهاشون می ریزه ناراحت نمی شن و عوضش لذت می برن .یه جای تو این دنیا هست که آدما تنفر ، عشق ومرگ رو هم زمان توی یه لحظه تجربه می کنن.

خانوم شین کنار خیابون که رسید رو به خانوم سین که پشت بهش داشت کرد و گفت :

-خب حالا شما داری کجا می ری ؟؟

-یادت باشه گاهی باید خلاف بقیه حرکت کنی پشت به اون جایی که فکر می کنی سر انجامه................  

/ 6 نظر / 12 بازدید
بیژن

درودبرگرامی همدل. تارنگاری دارم که در آن درباره ایران مینویسم. اگر دوست داشتی چیزی درباره گذشتاروحال ایران بخوانی به من سری بزن. شادوپیروزباشی. بدرود.

مجتبی

سلام اول سال نو رو تبریک بگم تا بعد[گل] خب حالا رسیدیم به بعد[لبخند] با مشقت بسیار به زور متنت رو خوندم یه لطف میکنی؟ وقتی مینویسی یکم اندازه قلمت رو بزرگتر کن[نیشخند] هیچی نفهمیدم به نظر من اگه می خوای در باره حرکت کردن بر خلاف جهتی که زندگی هلت میده بنویسی خیلی متن جالبی نیست نه که متنت بده منظورم اینه که میتونی خیلی شفاف تر و ملموس تر بیانش کنی موفق باشی[گل][گل][گل]

مرمر

سلام سودي عزيز حال شما؟؟ سال نوتون مبارک سالي پر از موفقيت و سلامتي رو براي شما و خانواده ي گرامي آرزو مي کنم مدتها پيش براي من حقير کامنت گذاشتيد و من از سر بي حواسي ويا دلايلي ديگر فراموش کردم از حضور عزيزتون بهره مند بشم شما به من لطف داشتيد ممنونم شما خيلي زيبا مي نويسيد.از خوندن نوشته هاتون لذت بردم

شبئرا

سلام .معلوم شد دوره ی نقاهت خوبی نداشتی یا .... سر در نیاوردم چی گفتی [رویا][متفکر]

مهرداد

بسیار زیبا و دلنشین بود، -------------------------- من از دریچه چشمت به آفتاب رسیدم سبد سبد گل خورشید از نگاه تو چیدم به شوق روی تو از مرز آفتاب گذشتم به بیکرانه ترین کهکشان عشق رسیدم به سمت روشن اشراق دیده بر تو گشودم هـزار قافـــــــــــله نور در طـــــواف تو دیدم به زیر طاق دو ابرویت آشیانه گرفتم و در حــــریم نگاهت کبوترانه پریدم به پیش پـــای تو افکندم از خیال کمندی بدین بهانه تو را در کمند خویش کشیدم قسم به ناز نـگاهت که در قبیله خوبان مثال چشم تو من چشم آهوانه ندیدم اگر به زلف تو بستم دل شکسته خود را زهر که غیر تو بود و ز هر چه جز تو بریدم تو روشنایی صـــــبحی به روزگار سیاهم درون چشم سیاهت نهفته صبح سپیدم دلم به وصل تو دارد امید عمر دوباره مباد آن که شود نا امــید از تو امیدم -------------------------- شاد باشی و عاشقانه زی

آویرا۳۲

سودی سودی سودیییی [قهقهه][زبان] خدا نکشتت چه اسم با مززه ای واسه لینکم گذاشتی!!!!! اسم مهم نیست مهم بودنه خیلی گلی[گل]